مشاوره الگویی برتر در آموزش دینی به نوجوانان
مقدّمه
بدون تردید، یکی از مهم ترین رسالت های دانش آموختگان علوم و معارف الهی، آموزش آموزه های دینی به دیگران، به ویژه نوجوانان و جوانان، است، و این تکلیفی است که خداوند در مرحله نخست به عهده انبیا(علیهم السلام) گذارده ـ چه اینکه در قرآن کریم فرمود: (هو الذی بعثَ فی الاُمیّینَ رسولا منهم یتلوا علیهم آیاته و یزکّیهم و یُعلمهم الکتابَ و الحکمة.) (جمعه: 2) خداوند در این آیه، پیامبر(صلی الله علیه وآله) را به عنوان معلّم کتاب و حکمت، که همان معارف الهی و آموزه های دینی است، معرفی نموده و سپس این مسئولیت را متوجه کسانی دانسته که بر اساس فرمان الهی به مراکز علوم اسلامی ـ یعنی حوزه های علمیه و دانشگاه ها ـ رفته اند و فرمود: (فَلولا نَفَر مِن کلِّ فرقة مِنهم طائفةً لیتفقَّهوا فی الدّین و لیِنُذروا قومَهم اذا رجعوا الیهم لعلّهم یحذرونَ) (توبه: 122) آنان که در بخش یا بخش هایی از معارف دینی تفقّه پیدا کرده اند، باید به میان مردم و ترجیحاً قوم خودشان برگردند و آن ها را با دین آشنا کنند.
اما سؤال اصلی اینجاست که «چگونه می توان معارف دینی را به دیگران، به ویژه جوانان، آموخت؟» پاسخ گویی به این سؤال مستلزم چند امر است که بدون توجه به آن ها، پاسخ گویی دشوار است و ارائه راهکار مناسب برای آموزش آموزه های دینی به جوانان امکان پذیر نیست.
اول. جوان کیست و چه ویژگی هایی دارد؟ مخاطب شناسی یکی از مهم ترین مسائلی است که در آموزش باید به آن توجه کرد. اگر یک سخنران مخاطبان خود را نشناسد و نداند آن ها در چه دوره ای از تحوّل شناختی، انگیزشی و توانشی هستند، معلوم نیست مطالب او هرقدر هم ارزشمند، دقیق و علمی باشند، مؤثر واقع شوند; زیرا یا مطالب او در سطح شناختی مخاطب نیستند و یا تناسبی با نیازهای او ندارند. در نتیجه، مخاطب انگیزه ای برای گوش دادن و فراگیری آن ها ندارد; چنان که یک معلم اگر نداند سر چه کلاسی رفته است و از دانش آموزان خودش هیچ اطلاعاتی نداشته باشد تدریسش مؤثر واقع نخواهد شد. بنابراین، شناخت مخاطب از لحاظ ویژگی های عاطفی ـ ذهنی باید موردتوجه معلمانومبلّغان دینی قرار گیرد.
دوم. شناسایی الگوهای آموزشی است. کسی که می خواهد مطلبی را به دیگری آموزش دهد، باید به سبک و سیاق آموزش و همچنین الگوهای آموزشی آشنایی داشته باشد; زیرا هر مخاطبی را نمی توان با هر سبکی آموزش داد. به عبارت دیگر، هر الگوی آموزشی متناسب با افراد خاصی است و همه افراد را با یک الگو نمی توان آموزش داد. بنابراین، دانش آموختگان دین، که می خواهند در قالب مبلّغ یا معلم، و یا مشاور و راهنما آموزه های دینی را به دیگران آموزش دهند، علاوه بر شناسایی مخاطبان، باید با شیوه های آموزشی گوناگون آشنایی داشته باشند و دارای مهارت های لازم آموزشی باشند.
سوم. تدریس یا تبلیغ معارف دینی
مانند سایر علوم، بدون ارتباط با مخاطب امکان پذیر نیست. بنابراین، کسی که می خواهد مطلبی را به دیگری بیاموزد، خواه از طریق گفتار (مستقیم) یا نوشتار (غیر مستقیم) باید با متعلّم و مخاطب خود ارتباط برقرار کند و بدون ارتباط با او امکان تأثیرگذاری و آموزش وجود ندارد.
به دلیل آنکه بحث حاضر در مورد آموزش دینی جوانان است، ابتدا ویژگی های انگیزشی و توانشی و همچنین دیگر ویژگی های شخصیتی آن ها مورد بررسی قرار می گیرند، سپس بحث ارتباط ـ اعم از بحث مفهومی، تعریف و نوع ارتباط ـ مطرح می گردد و در نهایت، الگوهای آموزشی موجود بررسی می شوند و بهترین و مناسب ترین الگویی که برای آموزش دینی جوانان مؤثر است ارائه می گردد:
ویژگی های بدنی، اجتماعی، عاطفی و ذهنی نوجوانان
الف. ویژگی های بدنی
1. رشد بدنی غالب نوجوانان کامل می شود و در نهایت، همه به بلوغ می رسند. اگرچه تقریباً همه دخترها به حداکثر میزان قد خود می رسند، رشد قد بعضی از پسرها احتمالا تا پس از دیپلم نیز ادامه دارد.
به نظر می رسد پسرهای دیررس در انطباق با این وضع، با مشکلات قابل ملاحظه ای روبرویند، بخصوص اینکه در هماهنگی های بدنی آن ها نیز تأخیر ایجاد می شود.
2. تغییرات بدنی ناشی از بلوغ موجب می شوند که آن ها تمایل شدیدی به خودآرایی پیدا کنند و این باعث بعضی از آشفتگی های رفتاری می شود.
3. بلوغ جنسی حاصل می شود و به تغییرات در ترشح هورمون ها منجر می شود. بر اساس تحقیقات کینزی (1948، Kinsey)، کشش جنسی پسرها در شانزده و هفده سالگی به اوج خود می رسد. 1
ب. ویژگی های اجتماعی
سه راه عمده برای درمان افسردگی پیشنهاد می شود:
3ـ4ـ1. درمان فیزیکی
از سی سال پیش تاکنون، داروهایی برای درمان افسردگی به بیماران توصیه شده که عبارتند از: «ایمی پرامین»، «آمی تراپیتیلین» و مهارکنندگان آنزیم و مونوآمین اکسید از قبیل: «ترانیل سیپرومین» و «فنلرین» البته داروهای مزبور عوارض جانبی فراوانی بر بیمار دارد، ولی امروزه داروی جدیدی توصیه می شود که مصرف یک تا دو قرص آنها در روز کافی است. این داروی جدید « SSRI,S » نام دارد و شامل فلوئوکستین پاروکسبتن، سرترالین و فلووکسامین است. گاه شوک برقی نیز برای کسانی که مبتلا به افسردگی شدید باشند توصیه شده است. 14
لازم به ذکر است که دارو برای افرادی توصیه می شود که با روان درمانی معالجه نشوند، اما امروزه مشاوران روان شناس از طریق روان شناسی بالینی و گفتاردرمانی و القای اعتماد به نفس و آماده سازی روح و روان آسیب دیده برای مقابله و یا فراموشی فشارهای روانی، تأثیر بیشتری بر بیمار می گذارند که عوارض جانبی مصرف دارو را هم به دنبال نخواهد داشت.
3ـ4ـ2. شناخت درمانی 15
در دهه 1980 گروهی از روان پزشکان و روان شناسان برای شناخت و درک بهتر افسردگی، رویکرد جدیدی ابداع کردند و آن «شناخت درمانی» بود. کار اساسی آن توسط پرفسور اتی بک و همکارانش در دانشکده پزشکی دانشگاه «پنسیلوانیا» انجام گرفت و از آن زمان تاکنون بسیاری از پزشکان آن را مورد توجه قرار داده اند.
شناخت درمانی چیست؟ اساس بنیادین این نظریه آن است که خُلق شما انعکاسی از شیوه تفکر شماست. به عبارت دیگر، خُلق شما توسط شناخت ها یا افکارتان شکل می گیرد. شناخت ها به شیوه نگرش شما به دنیای اطرافتان، به تمام تعابیر و تفاسیری که دارید، ادراک ها، تصاویر ذهنی، باورها و نگرش های شما اطلاق می شود. 16 بنابراین:
الف. اولا، باید دانست که مشکلات زندگی نوعی امتحان الهی است، و در صورت مقاومت و تحمّل در برابر آنها، پاداش عظیمی در انتظار فرد است. این مشکلات برای همه انسان ها پیش می آید و منحصر به فرد نیست; (وَ لَنَبْلُوَنَّکُمْ بِشَیْء مِنَ الْخَوفِ وَالْجُوعِ وَنَقْص مِنَ الأَمَوَالِ وَالأنفُسِ وَالَّثمَرَاتِ وَ بَشِّرِالصَّابِرِینَ.)(بقره: 155)
ب. ثانیاً، حوادثی که گریبانگیر فرد می شود، حاصل عمل خود اوست و نباید دیگران را در این زمینه مقصّر دانست; (وَ مَا أَصَابَکُم مِن مُصِیبَة فَبَِما کَسَبَتْ أَیْدِیکُمْ وَ یَعْفُو عَن کَثِیر)(شوری: 30)
پس انسان در برخورد با مشکلات و نابسامانی ها، ابتدا باید بداند که این مشکلات ناشی از رفتار نسنجیده خود اوست و دیگران در این خصوص نقش اصلی ندارند، و دیگر اینکه این مشکلات وسیله آزمایش الهی است و او می تواند با نیروی صبر بر آنها غلبه کند و نباید با تفکرات و وساوس شیطانی روحیه خود را از دست بدهد.
3ـ4ـ3. روان درمانی
در این زمینه، توصیه هایی ارائه شده است; از جمله:
مرجع کامل روش های جذابیت سخنرانی پیرامون جذابیت بیش از 4 ساعت سخنرانی پیرامون ایجاد و افزایش جذابیت واصول نفوذ در دیگران و راههایی برای خواستنی شدن و درخشش در جمع یوگا صورت ایجاد و افزایش جذابیت ، زیبایی چهره و جادوی جوانی از طریق یوگا صورت که بعد از انجام حرکات آموزش داده شده علاوه به زیبایی چهره ، ده تا پانزده سال انسان را جوانتر می سازد آموزش تای چی برای جذابیت و طول عمر انجام حرکات تای چی برای جذابیت و طول عمر به همراه موسیقی و سخنرانی پیرامون آن "
تولید کننده: ایران موفقیت / شرح کالا: "حرکات و موسیقی چی
آموزش حرکات چی برای جذابیت و افزایش طول عمر به همراه موسیقی های چی
حرکات تای چی
آموزش و انجام حرکات تای چی برای افزایش جذابیت
روشهای وارون جذابیت
سخنرانی در رابطه با روشهای وارون جذابیت و عواملی که باعث می شود انسانها تنفر برانگیز و ناخواستنی شوند
به همراه آموزش تصویری کف بینی، آموزش کامل تمامی موارد کف بینی و مطالب مرتبط با آن، به عنوان هدیه
-تعداد 10 عدد CD، قابل پخش در تمامی دستگاههای خانگی
- تقدیم به آنانکه خواهان رسیدن به تمامی آرزوهایشان هستند . . .
- تمامی محصولات فروشگاه ما به صورت پکیج بسته بندی شده و پلمپ شده و با گارانتی، در شأن شما خریداران محترم، در اختیارتان قرار خواهد گرفت
- اول محصول خود را درب منزل یا محل کار خود تحویل بگیرید، سپس مبلغ آن را به مامور پست بدهید !!
- در خانه خرید کنید، در خانه تحویل گرفته و پرداخت کنید !!
- توصیه ای مهم جهت برگشت نخوردن سفارش شما از طرف اداره پست :
لطفا آدرس دقیق خود را به همراه پلاک و کدپستی وارد نمایید و به بقیه اهالی منزل اطلاع دهید تا در صورتی که در منزل نبودید بسته را دریافت نمایند و مبلغ کالا را به مامور پست بدهند.
- با خرید اینترنتی از فروشگاه ما، لذت خرید محصولات مطمئن را تجربه کنید
اندیشه، بینش و جوانی
«و قالوا لَوْ کُنّا نَسمعُ أو نَعقلُ ما کُنّا فی أصحابِ السّعیر؛(1)
و (دوزخیان) گفتند: اگر حرف شنو بودیم یا می اندیشیدیم، هم اکنون از اهل آتش نبودیم.
بروز و ظهور فرآورده های جدید هنری و توسعه رسانه های تبلیغاتی و پیچیدگی مسائل ارتباطی و تنوع خواسته ها و نیازهای جوانان و حجم گسترده برنامه های خبری و نیز تجارت جهانی محصولات فرهنگی، اکنون رفتار، ویژگی ها و نیازهای جوانان عصر ما را به شکلی مشخص، نسبت به گذشته، متفاوت ساخته است. درگذشته مواد تخدیر کننده فقط در هنگام بیماری و برای درمان به کار می رفت، در حالی که امروزه بسیاری از جوانان از آن برای سرپوش گذاردن بر آلام و دردهای درونی و برای بی حس کردن خود استفاده می کنند. در گذشته کوچک ترها از بزرگ ترها حساب می بردند و بزرگی و کوچکی مطرح بود؛ اما الان جوانان ما هیچ تفاوتی بین خود و بزرگ سالان نمی بینند. آن وقت ها جوانان در کنار خانواده ها احساس آرامش و امنیت می کردند، در حالی که امروزه به خاطر مشکلات زیادی که برای خانواده به وجود آمده است و نیز نبود زبان و درک مشترک، چنین احساسی را ندارند. درگذشته دسترستی جوانان به مواد تخدیری و محصولات مبتذل فرهنگی با کندی و دشواری صورت می گرفت و متضمن گذشت از موانع مختلف و پیمودن مراحل بسیاری بود و فساد در جاهای ناپیدایی انجام می گرفت؛ امّا امروزه به راحتی عوامل فساد در همه جا حتی در کوچه و خانه و بازار، دست به دست می چرخد و در عرض چند لحظه جوانان عزیز ما را گرفتار و از درس و کار و خانواده بیزار می کند. متأسفانه این، روند تهاجم فرهنگی در جامعه امروز ما و بلکه در همه جهان معاصر است.
تنها کاری که جوانان ما برای مقابله با این تهاجم می توانند بکنند، مجهز کردن خودشان به سلاح ایمان و تفکّر است. حتی ایمان هم زمانی برای آنان سودمند است که همگام و همراه با تعقّل و تفکّر منطقی باشد. بنابراین، جوانان ما زمانی می توانند به مبارزه با مشکلات و دشواری ها و از جمله تهاجم فرهنگی بروند که خودشان را مجهز به سلاح استدلال و تعقّل و تفکّر منطقی کرده باشند. امام علی(ع) می فرماید:
لا یُستَعانُ عَلَی الدّهْرِ إلّا بالعقلِ.(2)
بر زمان، پیروز نمی توان شد، مگر با تعقّل و تفکّر.
هیجانات جوان
مروری بر کاربرد درمانی و اثرات جانبی سرترالین در کودکان
سرترالین ( sertraline ) با نامهای تجارتی Zoloft و Lustr al جزو نسل سوم داروهای ضد افسردگی قلمداد می گردد و یک مهارکننده اختصاصی جذب مجدد سروتوئین SSRIs ( Selective Serotonin Reuptake Inhibitor ) است . این دارو بطور معمول در درمان اختلالات خلقی واضطرابی بزرگسالان مصرف می گردد ولی مصرف آن در کودکان از جانب FDA ( Food and Drug Administration ) تأیید نگردیده است (1). اثرات ضد افسردگی این دارو مشابه ضد افسردگیهای سه حلقوی ( TCA ) می باشد. علی رغم مشابهت مکانیسم عمل آنها SSRIs تفاوتهای فارماکوکینتیک مشخصی با TCAs دارد. سرترالین پس از تجویز خوراکی به آهستگی جذب می گردد و در عوض 8-6 ساعت به پیک پلاسمایی خودش می رسد (2و3). نیمه عمر دفعی آن 32-26 ساعت است و مانند سایر SSRIs عمدتاً در کبد متابولیزه شده و به متابولیت غیر فعال خود desmethylsertraline تبدیل می گردد. برخلاف فلوگزتین و پاروگزتین ، سرترالین اثرات فارماکوکینتیک خطی در محدوده دوزهای درمانی 50 تا200 میلی گرم روزانه دارد(3). اغلب یک دوز ثابت روزانه توصیه می گردد، در عرض حدود یک هفته به سطح پایدار سرمی می رسد و خواص فارماکوکینتیک آن در افراد مسن و کسانی که نارسایی کلیه دارند با افراد جوان و میان سال تفاوتی ندارد. بنابراین ، دوزاژ آن در افراد مسن مشابه افراد میانسال است (2). تجویز سرترالین به افراد سالم باعث مهار انتخابی جذب 5-هیدروکسی تریپ تامین ( 5- HT ) به پلاکت های خون می گردد(2). با توجه به اثرات درمانی ضد افسردگی این دارو و کمتر بودن عوارض جانبی آن وتجویز راحتر آن (دوز واحد روزانه ) و با توجه به گزارشات متعدد و متفاوت راجع به کاربرد و عوارض جانبی آن در کودکان ، بررسی آخرین یافته ها و تحقیقات علمی در زمینه مصرف سرترالین در کودکان ضروری به نظر می رسد. در این مقاله با بررسی بیش از سی مقاله تحقیقی منتشر شده در مجلات معتبر دنیا طی سالهای اخیر، به اثرات درمانی ، کاربرد، عوارض جانبی ، مزیت و عدم مزیت آن و دوزاژ سرترالین در کودکان پرداخته شده است .
مرورمقالات
الف - سرترالین برای درمان افسردگی و وسواس در کودکان
عمده ترین مورد استفاده سرترالین در درمان افسردگی و وسواس می باشد. Tierny . 33 مورد کودک و نوجوان 18-8 ساله که مبتلا به افسردگی اساسی بوده وبرای مدت 10-2 هفته تحت درمان با سرترالین قرارگرفته بودند را مورد مطالعه قرار داده است (4). دوز متوسط مصرف شده در این بیماران 6/1 میلی گرم به ازای کیلوگرم یا 100 میلی گرم روزانه بود. وی با استفاده از ابزار سنجش CGI ( Clinical Global Impression ) در 17 مورد بهبود مناسب مشاهده نمود و میانگین در صد کلی بهبودی 65 درصد بود. هرچه میزان سن بالاتر می رفت ، میزان بهبودی هم بیشتر شده بود. در16 مورد عوارض جانبی مشاهده گردید. در هشت مورد به علت بروز عوارض شدید، دارو قطع گردیده بود. از این میان هفت مورد عوارض جانبی رفتاری داشتند. عمده عوارض جانبی در طی هفته اوّل درمان مشاهده گردید. همچنین دو بیمار دچار حالت مانیا شدند. در هیچ کدام از بیماران بروز علائم خودکشی یا تهاجم ( Violence ) یا بدتر شدن علائم افسردگی مشاهده نگردید(4). در یک مطالعه 12 هفته ای بر روی 13 نوجوان مبتلا به افسردگی اساسی که توسط McConville و همکارانش انجام شد، کارایی سرترالین در درمان افسردگی مورد بررسی قرار گرفت (5). نتایج دلالت برآن داشت که سرترالین باعث کاهش قابل ملاحظه در علائم افسردگی واضطراب در طی 8-5 روز اوّل درمان می گردد و در عرض 12 هفته بهبودی قابل توجهی را به همراه دارد. پروفایل کلی عوارض جانبی آن پایین بوده (14 درصد) و مطرح گردیده است که همراهی افسردگی با سایر اختلالات روانپزشکی ، نتیجه درمان را بدتر نمی کند. Alderman ، فارماکوکینتیک ، بی خطر بودن و کارایی سرترالین در 61 کودک و نوجوان 17-6 ساله مبتلا به افسردگی اساسی یا وسواس را مورد بررسی قرار داده است (6). کلیه بیماران یک دوز واحد ابتدایی 50 میلی گرم دریافت می کردند و پس از یک هفته توقف ، دوره پنج هفته ای درمان به یکی از دو شکل زیر شروع می گردید: 25 میلی گرم روزانه و افزایش دوز هر 25 میلی گرم به ازای 4-3 روز و یا 50 میلی گرم روزانه وافزایش 50 میلی گرم به ازای هر هفته تا حداکثر 200 میلی گرم . کلیه بیماران دوزاژ 50 میلی گرم اوّلیه و 65 درصد تا دوز 200 میلی گرم را تحمل نمودند. عمده عوارض جانبی این دارو شامل عوارض گوارشی و شکایات روانی بود وتفاوتی بر اساس سن در این زمینه مشاهده نگردید. در بیماران مبتلا به وسواس ، میانگین نمره CY-BOCS ( Childrens Yale-Brown Obsessive Compulsive Scale ) از 25 به 13 کاهش و نمره افسردگی ( CGI ) به 2/2 (بهبودی زیاد) تقلیل یافته بود. پارامترهای فارماکوکینتیک دارو مشابه بزرگسالان بود(6). کارایی بالینی سرترالین در هشت نوجوانان مبتلا به وسواس توسط Rodrigues Rmos مورد مطالعه قرار گرفته است (7). بیماران بین 17-12 سال سن داشتند. دوز اثر به کار رفته بین 50 تا200 میلی گرم بود ودوز نگهدارنده 150-50 میلی گرم روزانه . هفت بیمار در عرض 6 ماه با بهبودی کامل پاسخ دادند و در یک دختر 16 ساله به علت عوارض جانبی غیر قابل تحمل ، دارو قطع گردید. شروع بهبودی در هفت مورد فوق قبل از هفته هشتم بود. در این هفت بیمار عوارض ناخواسته نداشتند. نتایج در کسانی که سرترالین به همراه درمان شناختی دریافت کرده بودند، خیلی مناسبتر بود(7). یک مطالعه 12 هفته ای در چند مرکز که به صورت دو سرکور و یا کنترل - پلاسبو صورت گرفت ، بی خطر بودن و اثر بخشی سرترالین در 187 کودک و نوجوان 17-6 ساله مبتلا به وسواس مورد بررسی قرار گرفت (8). به طور مشخص کسانی که سرترالین دریافت نمودند، بهبودی بیشتری نسبت به گروه کنترل نشان دادند (بر اساس معیار CY-BOCS و CGI ). بی خوابی ، تهوع ، بی قراری ، و لرزش در این گروه (سرترالین ) بیشتر بود. در 11 درصد به علت عوارض جانبی گروه سرترالین و 2 درصد در گروه کنترل درمان قطع گردید، در نهایت نتیجه گرفتند که مصرف سرترالین برای درمان وسواس کودکان و نوجوانان مفید وبی خطر است (8).
نگاهی به پیوند پروتستان و صهیونیسم
مطلبی که در پیش روی دارید توسط دکتر حیدررضا ضابط از محققین بنیاد پژوهش های اسلامی آستان قدس رضوی درخصوص صهیونیسم مسیحی به رشته تحریر درآمده است. در این مقاله، پژوهشگر تلاش کرده است با استفاده از سایت های مختلف پروتستان ها چهره روشن تری از ابعاد وجودی «صهیونیسم مسیحی» ترسیم کند.
مسیحیت به سه شاخه کاملا جدا و مخالف یکدیگر یعنی کلیسای کاتولیک روم، ارتدکس و پروتستان تقسیم شده است. کشورهای جنوب اروپا و آمریکای لاتین عمدتا کاتولیک، کشورهای شمال اروپا و ایالات متحده آمریکا پروتستان و پیروان کلیسای ارتدکس در اروپای شرقی هستند.
این سه کلیسا در اعتقادات دینی و مراسم عبادی کاملا ازیکدیگر جدایند و مانند سه دین مختلف عمل می کنند و حتی انجیل کلیسای پروتستان با انجیل کلیسای کاتولیک تفاوت زیادی دارد. کلیسای کاتولیک و پروتستان از پنج قرن گذشته علیه یکدیگر مبارزه کرده اند، به گونه ای که بسیاری از جنگ های قرن های هفدهم و هجدهم میلادی برخاسته از اهداف و آرمان های کاتولیکی و پروتستانی بوده است که نمونه زنده آن درجهان معاصر درگیری مسلحانه و دائمی بین پیروان کلیسای کاتولیک و پروتستان درایرلندشمالی است.
تاکنون بیش از یک هزار فرقه و کلیسای مختلف در درون پروتستانیسم ظهورکرده و هنوز هم تعداد فرقه های جدید در پروتستانیسم روبه افزایش است و آمریکا مرکز تولید فرقه های جدید در پروتستان می باشد.
یکی از ویژگی های کلیسای پروتستان رابطه بسیار نزدیک آنها با دولت های اروپایی می باشد و این دولت ها برای ترویج مسیحیت پروتستان ازمبلغان خود درکشورهای جهان سوم حمایت های گسترده مالی، تبلیغاتی و سیاسی می کنند؛ به عنوان مثال در انگلیس دولت و کلیسای پروتستان ازهم جدا نیست و ملکه انگلیس در رأس دولت و کلیسا قراردارد.
مبلغان انجیل
آسیبشناسی تربیت دینی جوانان
اشاره: این روزها در بسیاری از محافل و مجالس صحبت از این میشود که نسل جوان ما از دین گریزان شده و نسبت به ظواهر و شعائر دینی بیاعتنا گشتهاند. تحلیل و شناخت دلایل و زمینههای پدیده دینگریزی جوانان، بر فرض درستی آن، نیازمند کار جدّی در حوزههای مختلف است، که امیدواریم با همّت پژوهشگران حوزه و دانشگاه صورت گیرد.
آنچه در پی میآید خلاصه سخنرانی و پرسش و پاسخ آقای دکتر گلزاری است که در «کانون گفتمان دینی» حوزه علمیه قم صورت گرفته است. امیدواریم که درج این مطلب فتح بابی باشد برای بحث و بررسی در این زمینه.
گرایش دنیای معاصر به دین در آستانه ورود به قرن بیستم، خیلی زیاد شده است. در کتابهای مربوط به تاریخچه برخورد روانشناسی با دین، سه مقطع را میبینیم. استادان روانشناسی در طلوع علمی شدن (تجربی شدن) تقریبا در اوایل سال 1900 میلادی و در سی سال نخست آن، کسانی بودند که تحصیلات حوزوی داشتند؛ همانطور که پس از تأسیس دانشگاه تهران، عدهای از استادان آن، کسانی بودند که در حوزه تحصیل کرده بودند، مثل مرحوم فروزانفر، مرحوم همایی و دیگران، در آغاز روانشناسی و در سیسال نخست، کسانی مثل ویلیام جیمز، استانلی هال و... افرادی دیندار بودند که سعی کردند روانشناسی را با روش و متدلوژی جدید علوم تجربی در خدمت تبلیغات دینی بگیرند. مجله تربیتی دینی نوجوانان در اوایل قرن بیستم به وسیله استانلی هان ـ که مؤسس تحقیقات نوجوانی و بلوغ است ـ چاپ شد. ویلیام جیمز در سال 1902 کتاب انواع تجربههای مذهبی و یا تنوع تجربههای مذهبی را منتشر کرد که در آن تجربههای عرفانی و مذهبی را نقل کرده است. بخشی از این کتاب مفصل، سالها قبل در ایران به نام «دین و روان» به وسیله آقای قائمی ترجمه شده است. در سیسال اول روانشناسی، خیلی از کارها و تحقیقات و رسالههای دکترای روانشناسی، به تحقیقات دینی گرایش داشته است.
تقریبا سیسال بعد ـ یعنی 1930 تا 1960 م. ـ انکار و اعراض و روگردانی از دین در روانشناسی دیده میشود. یک استاد معروف دانشگاه و صاحبنظر معروفی مثل آن پُرد در سال 1950 میگوید:
من پنجاه کتاب روانشناسی درسی را در امریکا بررسی کردم، حتی یک بحث کوچک درباره مذهب، بهعنوان یک بحث انسانی و عاطفی مطرح نشده بود.
در سیسال پس از آن، با ظهور و اوج رفتار گرایی که صبغه مادیگرایی داشته و مسایلی که کلیسا ایجاد کرده بود، روگردانی از دین، در کارهای علمیِ روانشناسی و علوم جدید بهشدت دیده میشود و بسیاری از مجلههای علمی روانشناسی دینی تعطیل میشوند.
دوباره از حدود سالهای 70-60 میلادی به این طرف، شاهد این هستیم که بررسیهای روانشناسانه نسبت به مسایل دینی و مذهبی زیاد میشود؛ بهطوری که در سالهای اخیر، دهها مجله معتبر و دهها سمپوزیوم و سمینار برگزار میگردد. انجمن روانشناسی امریکا از متخصصان دنیا میخواهد که در این زمینه ثبت نام بکنند. تعداد متخصصانی که عضو انجمن روانشناسان مسیحی بودند، تقریبا از 200 نفر در سالهای 1993، به یکباره در سالهای اخیر به 16000 نفر میرسد و دهها مجله در روانشناسی دین فعالیت میکنند و درنتیجه حجم وسیعی از تحقیقات دینی را در این حوزه میبینید. کسانی که با اینترنت سر و کار دارند، میبینند که تحقیقهای مربوط به دین در ابعاد علوم انسانی و نظری آن، خیلی زیاد شده است. این تحقیقات در سطح دنیا مطرح است.
بستر اجتماعی سلامت*
درآمد
سلامت ما تنها نتیجه چگونه زندگی کردن ما نیست. [بلکه] از نوع شغلی که در اختیار داریم, درآمد ما و جهان اجتماعی ای که در آن مقیم هستیم نیز متأثّر است. در واقع, شواهد فزاینده ای وجود دارد که تفاوت های بهداشتیِ ظاهراً متأثّر از عوامل بیولوژیکی, بویژه تفاوت های مربوط به جنس, از عوامل اجتماعی نیز تأثیرپذیرند. این تفاوت ها, کم اهمیت و پیش پا افتاده نیستند. مردان به طور متوسط, پنج سال کمتر از زنان عمر می کنند. افرادی که از رفاه بیشتری برخوردارند به طور متوسط, پنج سال بیشتر از فقرا عمر می کنند (Haberman & Bloomfield, 1988). این عوامل می توانند خطر ناشی از هرگونه رفتار مربوط به بهداشت فردی, از جمله استعمال دخانیات, را تحت الشعاع قرار دهند (Hein, Suadicani & Gyntelberg, 1992). اگر هدف ما بهبود بخشیدن به وضع سلامت عمومی است, تغییر محیط و بستری که مردم در آن به سر می برند چه بسا به اندازه تغییر و تحول در برنامه هایی که به رفتارهای مخاطره آمیز فردی معطوف اند, عامل نیرومندی از کار در آید.
این مقاله خطرات بهداشتی مربوط به شماری از بسترهای اجتماعی, از جمله جایگاه اجتماعی ـ اقتصادی, جنس, شرایط شغلی, و قومیّت1 را مورد توجّه و تأکید قرار می دهد. این عوامل در شبکه پیچیده علّت و معلول ها درهم تنیده اند, تا حدّی که یک فرد در اثر عوامل مربوط گوناگونی احتمالاً در معرض خطر بیماری یا مصون و محفوظ از چنین خطری است. افراد به لحاظ اجتماعی ـ اقتصادی محروم, احتمالاً با عوامل تنش زا از جمله فشارهای اقتصادی و محیطی مواجه می شوند. علاوه بر این, ممکن است تحت شرایطی کار کنند که بیشتر از افراد مرفه به بیماری مبتلا شوند. آن دسته از افرادی که از مقام و منزلت اجتماعی یک گروه اقلیّت برخوردارند, به احتمال قوی فقیرتر از گروه اکثریت اند و مشکلات مربوط به محرومیت اقتصادی و نیز مشکلات ناشی از داشتن پایگاه اجتماعی گروه اقلیّت را با هم دارند. بر این اساس, هرچند در این مقاله درصدد آنیم که مخاطرات بهداشتی خاص یا منافع و امتیازات مربوط به بسترهای اجتماعی مختلف را شناسایی کنیم, باید به خاطر داشته باشیم که بسیاری از افراد در نتیجه تصرّف چندین موقعیّت اجتماعی با وضعیت نامطلوبی روبرو هستند.
جایگاه اجتماعی ـ اقتصادی و بهداشت
مرزها و اصول روابط خانواده در قرآن کریم
در قرآن کریم آیاتی وجود دارد که دلالت می کند بر اینکه مساله همسر و رابطه جنسی در متن خلقت انسان ملحوظ است. البته قبول این مطلب نیاز به تعبد ندارد و تامل در آفرینش انسان نشان می دهد که افراد این نوع باید از راه توالد و تناسل بوجود آیند و ناچار می باید در متن آفرینش انسان این جهت رعایت شده باشد. قرآن کریم در این زمینه می فرماید: همسر انسان از جنس خود انسان قرار داده شده و این یک تدبیر تکوینی, الهی است.
برا ی این که نوع انسان باقی بماند»یا ایها الناس اتقوا ربکم الذی خلقکم من نقس واحده و خلق منها روجها و بث منهما رجالا کثیرا و نساء« 1 جمله »بث منهما« بخوبی دلالت دارد بر اینکه انتشار افراد انسان بر اثر رابطه دو همسر است و این مساله در متن خلقت لحاظ شده است.
بنابراین این عقیده که ازدواج خود به خود یک عمل پلید و شیطانی و دارای ارزش منفی است از نظر قرآن مطرود است. این عقیده در واقع مستلزم تناقص بین تکوین و تشریع است در حالی که از نظر قرآن کریم بین نظام هستی و نظام اخلاقی تناقضی نیست.
اقتضای فطرت در مسائل جنسی
از آیات شریف قرآن استفاده می شود که این دو جنس مخالف برای هم و مکمل یکدیگر آفریده شده اند, لذا مقتضای فطرت, گرایش هر یک از این دو جنس به جنس مخالفش می باشد و گرایش به هم جنس خلاف نظام آفرینش است. این مطلب بخصوص در داستان قوم لوط در قرآن کریم در چند مورد تاکید شده است و به کرات گوشزد شده است که آنان از مسیر طبیعی و فطری خود منحرف شده بودند. و به واسطه همین امر مورد مذمت و عذاب قرار گرفتند از جمله: »و تذرون ما خلق لکم ربکم من ازواجکم« 2 همسرانی را که خدا برای شما قرار داده رها می کنید و راهی را خدا قرار نداده است می روید؟ (یعنی راهی که خلاف فطرت وطبیعت شماست).
ملاک مرز بندی در ارضاء خواستهای جنسی
آنچه موجب ارزشهای منفی در ارضاء خواسته های فطری می شود تزاحماتی است که بین خواسته ها حاصل می شود و کسر وانکسار این خواسته ها است که حد و مرزی برای هر یک از اینها تعیین می کند.
در مسائل خانوادگی مصالح اجتماعی انسان نیز لحاظ می شود از جمله زندگی انسان باید بصورت تشکیل خانواده باشد. و در هر خانواده ای همسر(زن) باید اختصاصی باشد. که از رهگذر این امر مصالح زیادی رعایت شده است, از جمله آنکه نسل بشر به این طریق تداوم می یابد و نیز روابط پدری و فرزندی حفظ شده, مسائل اجتماعی و حقوقی مربوط به آن مانند: مسائل ارث, مسئولیتهایی که پدر و مادر نسبت به فرزند و یا هر یک از دو همسر نسبت به دیگری دارند و... دقیقا رعایت می شود.
اگر هر انسانی بتواند با هر فردی از جنس مخالف که بخواهد آمیزش داشته باشد حفظ این مصالح ممکن نیست. لهذا بخاطر مصالحی که در معرض تقویت قرار می گیرد محدودیتهای باید وجود داشته باشد.
پس اجمالا در جایی که ارضاء این میل طبیعی با مصالح اجتماعی انسان تناقی داشته باشد باید در دایره خاصی که با آن مصالح منافات نداشته باشد محدود شود و آن مرز و دایره همان ازدواج قانونی است. اگر ارضاء این غریزه از این مرز تجاوز کرد ارزش منفی پیدا می کند. تعبیر قرآن بیز در مورد همین تعبیر »تجاوز« است. می فرماید: »فمن ابتغی وراء ذلک فاولئک هم العادلون« 3 کسانی که مرز ازدواج قانونی و آمیزش مشروع را رعایت نکنند اینها تجاوز گرند.
ملاک ارزشهای مثبت و ارضای خواستهای جنسی
فرایند شکلگیری رشد اخلاقی کودکان
چکیده
رشد اخلاقی کودکان موضوع مهمی است که همیشه مورد توجه روانشناسان با رویکردهای گوناگون رفتارنگری، روان تحلیلگری و شناختگرایی بوده است.
اینکه چگونه کودکان به عناصر اخلاقی تبدیل میشوند، مراحل رشد اخلاقی آنها چیست، تا چه میزان تحت تأثیر عوامل گوناگون رسشی و یادگیری هستند و مسائلی از این دست، بر اساس رویکردهای متفاوت پاسخ داده شدهاند. در این مقاله، به فرایند رشد اخلاقی از منظر نظریههای گوناگون پرداخته شده است.
کودکان در ابتدا، هیچگونه تصوّر و دیدگاهی درباره خیر و شرّ امور ندارند و به همین دلیل مسئول رفتار خود نیستند و عنصر اخلاقی به حساب نمیآیند و برای تبدیل شدن به عنصر اخلاقی باید یک فرایند تدریجی و پیچیدهای را طی کنند. این فرایند به دو عامل مهم «رشد تواناییهای مادرزادی» 1 و «یادگیری و تجربه» 2 بستگی دارد. اما سؤال اساسی این است که این فرایند چگونه صورت میگیرد؟ و آیا این فرایند از الگوی خاصی و مراحل رشد معینی پیروی میکند؟ آیا آن الگو در تمام فرهنگها و زمانها مشابه و یکسان است؟ و سرانجام اینکه، هر کدام از عوامل رشد طبیعی و تواناییهای مادرزادی، یادگیری و تجربه به چه میزانی در این فرایند رشد اخلاقی مؤثرند؟
اینها سؤالاتی هستند که روانشناسان ـ که با رشد اخلاق به عنوان بخشی از رشد کودک سر و کار دارند ـ به آن پرداختهاند و با روشهای تحقیق علمی و تجربی و آزمونهای سنجش رشد اخلاقی در پی پاسخ آنها میباشند.
البته پرسشهای دیگری نیز مطرحند که در حیطه فلسفه و فلسفه اخلاق قرار دارند و بحث و گفتوگو از آنها به عهده فلاسفه و دانشمندان فلسفه اخلاق است. این پرسشها بیارتباط با سؤالات دسته اول نیستند، بلکه به یکدیگر وابستهاند؛ پرسشهایی نظیر: خوب و بد اخلاقی چیست؟ آیا حقایق اخلاقی کلی وجود دارد؟ حوزه اخلاقیات چیست؟ قدرت و میزان نفوذشان چگونه و چقدر است؟ روانشناسان بدون تبیین ماهیت اخلاقیات نمیتوانند برداشتی درباره اخلاق و رشد اخلاق ارائه دهند به طور کلی، پژوهشهای تجربی درباره رشد اخلاق مبتنی بر پذیرفتن یک نظریه اخلاقی معاصر است. به عبارت دیگر، تحقیقات نظری در روانشناسی درباره رشد اخلاقی با یک سری مسائل زیربنایی دیگر که در فلسفه اخلاق مورد بررسی قرار میگیرند، ارتباط دارد و این مطلب، لزوم وابسته و مبتنی بودن نظریههای رشد اخلاق به فلسفه اخلاق را نشان میدهد، هرچند دانشمندان علوم اجتماعی و روانشناسان نمیخواهند به این مطلب اعتراف کنند.
طی نیم قرن گذشته روانشناسان تحقیقات بسیاری درباره رشد اخلاق انجام دادهاند. اگر اخلاق را به عنوان مجموعهای از قواعدی (اوامر، نواهی) که رفتار انسان را کنترل میکند بدانیم، رشد اخلاق را میتوان فرایندی دانست که به سوی پذیرش این مجموعه قواعد حرکت میکند. طبیعی است که این فرایند تحت تأثیر عوامل رسشی و یادگیری است. بنابراین، شامل یادگیری، شناخت قواعد و شناخت موقعیتهای اعمال قواعد میشود. نکته دیگر اینکه، چنانچه بپذیریم مکاتب الهی و دیگر نظریهپردازان در حوزه اخلاق در تعریف اخلاق به مجموعهای از قواعد و هسته مرکزی آن اتفاق نظر دارند، ولی درباره منبع و سرچشمه آن و ویژگیهای آنها و نقش اخلاق و میزان قدرت و نفوذ آن، برداشتهای متفاوتی ارائه شده است. همچنین بر اساس دیدگاههای متفاوت درباره ماهیات انسان، برداشتهای گوناگونی درباره رشد اخلاق وجود دارد: آیا رشد اخلاق همان شکوفایی کیفیات طبیعی و مادرزادی انسان است یا عوامل و نیروهای بیرونی و محیطی موجب رشد اخلاق است و یا شکل و الگوی سومی دارد؟